فردا صبح به وقت کوفه ، شهر هزار قبیله هزار رنگ، ماه دو شق
فردا صبح به وقت کوفه ، شهر هزار قبیله هزار رنگ، ماه دو شقه می شود تا اولین شهید محراب از راز دلش بگوید...اینکه به هدف خویش رسیده است و به خدای کعبه رستگار شده است..آری
ای مولای من علی ...تو از زمانی که فاطمه رفت ، صبری زیبا اختیار کردی ، سکوتت را که از ایمان و عهدت به خدا سرچشمه می گرفت را سال ها به جای احقاق حق خویش نمایان کردی...چه در مدینه چه در کوفه ..تا آخر که خود مردم آمدند و با اصرارشان قبول کردی حقی را که سال ها پیش برای تو بود...
مولای من ..بعد از فاطمه به دنبال شبی بودی که فردایش برای تو سرخ بود و گلگون ، آنگاه که محراب تو از خون فرق شکافته ات سرخ شد...و اینکه طبیب گفت دوای تو دعاست و شاید هم شیر...شیری که یتیمان کوفه برایت بیاورند...و بعد از تو چقدر آن پیرمرد در خرابه های مدینه تنها شد و چه شکسته دلی داشت...آری تو برای همه ولی و سرپرست بودی ...
دوستان امشب شب قدره ، خوبی بدی دیدین حلال کنین ...التماس دعا
ای مولای من علی ...تو از زمانی که فاطمه رفت ، صبری زیبا اختیار کردی ، سکوتت را که از ایمان و عهدت به خدا سرچشمه می گرفت را سال ها به جای احقاق حق خویش نمایان کردی...چه در مدینه چه در کوفه ..تا آخر که خود مردم آمدند و با اصرارشان قبول کردی حقی را که سال ها پیش برای تو بود...
مولای من ..بعد از فاطمه به دنبال شبی بودی که فردایش برای تو سرخ بود و گلگون ، آنگاه که محراب تو از خون فرق شکافته ات سرخ شد...و اینکه طبیب گفت دوای تو دعاست و شاید هم شیر...شیری که یتیمان کوفه برایت بیاورند...و بعد از تو چقدر آن پیرمرد در خرابه های مدینه تنها شد و چه شکسته دلی داشت...آری تو برای همه ولی و سرپرست بودی ...
دوستان امشب شب قدره ، خوبی بدی دیدین حلال کنین ...التماس دعا
- ۸۷۲
- ۲۵ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط