ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت

به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست

#حضرت_حافظ
دیدگاه ها (۳۴)

‌من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمراز من ای خسرو خوبانتو نظر باز...

‌حریقِ خزان بودهمه ی برگ ها آتشِ سرخهمه ی شاخه ها شعله ی زرد...

کی رهایم کرده‌ای، تا با دو چشم بازبرگزینم قالبی، خود از برای...

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی ق...

───دل پریشانم؛که از بابم نمی‌آید ───_______صدا.....عمه، بابا...

در شهر بی وفایان،من وفادار تو خواهم ماند:)_#سید_مجتبی_خامنه_...

دل خوش باور من اسیر بخت بده پیر شدم ز روزگار این حال بدبخت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط