آی مردم..

آی مردم..
یک مرد..
دستهایش خسته..
و دهانش ز خجالت بسته..
شرم از عمق دو چشمش پیداست..
شرم یک لقمهء نان..
دل از این غصه مشوش که اگر
دخترش فکر کبابی بکند..
و زنش فکر لباسی نو را..
چه کند؟!
غصهء اینکه مبادا فردا
دخترش ننگ نداند و نگوید پدرش کارگر است..♡♥
دیدگاه ها (۴)

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم..پر رنگ ها را میبینیم..سخت ه...

هیچ وقت نباید به اجبار خندید..گاهی باید با نهایت آرامش گریس...

هیشکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته..هیشکی نمیتونه بفهمه ...

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یا ثر...

عنوان شعر: کفنیک معلم را زنش دعوا نمودچشمها بست و زبانش را گ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط