هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ... دشنه زدی ... خندیدم!

معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم
ساده لوحی ست ... بگویم که نمی فهمیدم !

غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم
تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم

دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن
ترسیدم

بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم

عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم !
مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم, ,،.،
دیدگاه ها (۷)

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیستبین من و عشق تو ولی فاصله ...

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟لا به لای غزلم درد مرا ...م...

تو به بوی غزل و قافیه ، آمیخته ای !به خدا حال مرا ،خوب به هم...

به چشمانت هزاران ناز داریلبی شیرین و پر آواز داریدر این چشما...

رمان عشق ممنوع

My idol

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط