نشناخته بودیم دری غیر همین دَر

نشناخته بودیم دری غیر همین دَر
ما را به چه تقصیر،فلک در‌به‌در انداخت؟🕯😓🏴
دیدگاه ها (۱)

خسته‌ام نیست کسی حال مرا درک کند کاش این روح شبی جسم مرا ترک...

یک شب به طاعتِ تو نیاورده‌ام به صبح بیهوده رفت روز و شب و سا...

ابلیس ِ مجسّم است و فوقِ موزی کارش شده دشمنی و کینه توزی هر...

پاکی مادر مرا دیوانه عشق تو‌ کرد❤️ دشمن حیدر! برو دنبال بابا...

گوی فلک در خم چوگان تو باد

یه بار رفته بودیم شمال یکی از داداشام یه مرغ رو انداخت به جو...

ای فلکنالم از دست تو ایناله که تاثیر نکردیگر چه او کرد دل از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط