زمــانـه بـه خـون تـو تشـنه شــود

زمــانـه بـه خـون تـو تشـنه شــود

بـر انــدام تـو مــوی، دشــنه شـود

کنـون گـر تو در آب ماهــی شـوی

و گر چون شب اندر سیاهی شوی

و گـر چـون ستاره شوی بر سپهر

بِـبُــرّی ز روی زمـین پــاک مـــهر

بـلایـی بـیـــاریـم مــــا بـــر ســـرت
که مرغـان بـگریـند بـر پـیــکـرت
دیدگاه ها (۱۱)

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

بجاي شیر ، تیر نوش کرده بود اصغرت و بعد تیر و تیغ و نیزه م...

. شده در قلب کسی،، جلوه ی مهتاب شوی ؟؟؟شده بر تشنه لبی، چکه ...

. شده در قلب کسی،، جلوه ی مهتاب شوی ؟؟؟شده بر تشنه لبی، چکه ...

. شده در قلب کسی،، جلوه ی مهتاب شوی ؟؟؟شده بر تشنه لبی، چکه ...

. شده در قلب کسی،، جلوه ی مهتاب شوی ؟؟؟شده بر تشنه لبی، چکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط