باران حالا چرا؟؟؟؟؟؟

باران حالا چرا؟؟؟؟؟؟

داری از قصد میزنی یک ریز
با سر انگشت خود به شیشه ی من

قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشه ی من

تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی

با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

روز آخر که جنگ راه افتاد
سایه ی تشنگی به ماه افتاد

هر طرف یک سراب پیدا شد
چشمهامان به اشتباه افتاد

مهر زهرا مگر نبودی تو؟
تو که با مادر آشنا بودی

باتوام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر

تو نباریدی و به جات آن روز
از کمانها گرفت بارش تیر

تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی

باتوام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

وقتی آن روز رفت سمت فرات
در دلش غصه های دنیا بود

تو اگر در میانمان بودی
شاید الان عمویم اینجا بود

رحمت و عشق از تو می بارید
قبل ترها چه باوفا بودی

باتوام ای حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟!....
دیدگاه ها (۳)

یک آدم باهوش میخواد که بگه ﺍﺷﺘﺒﺎه این سوره ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍ...

یک آدم باهوش میخواد که بگه ﺍﺷﺘﺒﺎه این سوره ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍ...

باران حالا چرا؟؟؟؟؟؟داری از قصد میزنی یک ریز با سر انگشت خود...

این متن تنمو لرزوند..آیا میدانید بعد از فوت شخص رشد موها تا...

برادر ناتنی

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

"ا.ت"آروم اسم دختر رو صدا زد ولی جوابی نگرفت . به سمتش دوید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط