انتقام

انتقام

پارت ۶

زدم روی شونش که برگشت سمتم
ابرو هام و دادم بالا که بهم خیره شد

این سوک: داشتی میگفتی

سوجون: چرا پدرم و کشتی؟مگه باهات چیکار کرد هانن

این سوک: پدرت داشت زحمات چند سالم و نابود می‌کرد باید می مرد راستی تو که دلت میخواست پدرت بمیره الان چیشده که اومدی اینجا؟

سوجون: زنیکه هرزه برای همینه شوهرت ولت کرده و با دختر خالت ازدواج کرده هه

با چیزی که گفت دلم میخواست با ساطور تیکه تیکه اش کنم اما ظاهر خونسردم و حفظ کردم و بهش نزدیک تر شدم
انگار انتظار داشت همینجا بکشمش هه کور خونده
کراواتش و گرفتم و کشیدم سمت خودم
حالا صورتش فقط یه سانت با صورتم فاصله داشت
خشکش زده بود و تو شوک بود
چشمام و بستم و

حمایتتتتت کنیننننن
دیدگاه ها (۱۱)

تو واقعا کی هستیپارت ۱۸از اتاق این سوک اومدم بیرون هوووف خدا...

تبدیل پارت ۱۶یا صدا زدنای لی از خواب بیدار شدم لی: بانوی من ...

مبارکهههههه عررررررررررررررررررررربعد انقدر حرص خوردننننن با...

فالوور های عزیزممممبیاید ممدقلی رو اوسگول کنیمممهرکی میخواد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط