رَد شُد..

رَد شُد..
دُرُست یک
دُو قَدم از مُقابلم

آرام
ریخت..پُشتِ
قَدَم هـایِ او.. دِلَم


#فاطمه_قاعدی
دیدگاه ها (۳)

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورندو دستِ منبسط نور روی شانه آن...

م ر ابان م ا ز تاشتباه گرفته ایمسافر!..#فهیمه_اشرفی

پنجشنبه هادلها، حرفِ خصوصی می خواهندحرفی بیشتر ازیک احوالپرس...

بعضی روزها واقعا سخت هستنفقط دلت میخواد بری بخوابی و یه هفته...

♦️ #کوچه پراز رد قدم‌های #دوست ..#شهیدقاسم‌عزیزی@Shahidazizi...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁹ شب بعد...هیچ‌کدام حتی یک...

پارت چهار... پشت در، کسی منتظرم بودصبح شد...اما نور خورشید ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط