ترجمه ی ادامه لایو دیشب جونگکوک ناناصم
ترجمه ی ادامه لایو دیشب جونگکوک ناناصم💍🛐🍭
فقط میخوام اینو بگم... هرچند نمیتونم مستقیم بگم
هیچ چیزی وجود نداره که جای شماها رو بگیره
اگه شما رو جدا کنم... آآآهه، اصلاً چطوری بگمش!!! خیلی متاسفم که نمیتونم درست بیانش کنم
اگه آرمی نبود... با خودش زمزمه میکنه
اگه شما اینجا نبودین، باز هم میتونستم خوشحال باشم و از زندگی لذت ببرم... ولی بازم، وقتی دارم کار میکنم
🐰: بیا✊✊
من فقط با آرمیها حرف میزنم، شما به خوندن ادامه بدین فاک یو! قبلاً نتونستم جلوی آرمیها بگم فاک یو، نمیدونم الانم میتونم بگم یا نه
👤: نگو داداش
🐰: چرا؟ ما که معمولاً فحش میدیم—تو هم قبلاً فحش دادی دیگه!
یعنی! چی؟ مگه چی شد
👤: ولی خب... جلوی آرمیها اینطوری نه
🐰: چرا باید جلوی آرمیها فحش بدم؟؟ فقط باید پر از عشقم کنم بهشون!
👤: حتی نذار بشنون
👤: نکن
🐰: نه مشت نمیچسبه اینو بگیر
ازت خواستم سیگار نکشی
لطفاً سیگار نکششش اووف این کوچولو
👤: منظورت چیه، من میتونم تو نمیتونی ولی من میتونم بکشم
با این حال، آرمیها هنوز قلب بنفش برام میفرستن ممنونم
باید رامِن بخوریم، موافقین؟
👤 دوست: درستش کن لطفاً
🐰: تو چی (داداش)؟
👤 داداش: باید برم بخوابم
🐰: الان ساعت چنده؟ ۵ صبحه؟ من ساعت ۹ صبح برنامه دارم...
بچهها، فردا باید بخونم... بعداً میفهمین ولی امروز لایو میخونم (برای یه برنامه)
فکر نمیکنم فیلمبرداری فردا اونقدر مهم باشه، یعنی مهمه ولی نه اینقدر که...
👤 دوست: باید بخوابی...
🐰: من قراره برم! تو نه!
👤 دوست: به نظرم برنامه واقعاً مهمه
🐰: نههههه، مثل اینکه... گرسنهاین یا نه؟
👤👤 ...
🐰: هر دوتاتون گمشین!
همه اینا رو کردیم، باید حتی پروسه درست کردن رامِن رو هم نشون بدیم بعد خاموش کنیم
چرا این (آسانسور) صدای عجیبی میده؟
👤: اوه... فکر کنم یه چیزی اشتباه زدم
🐰: چی؟ (دکمه کمک اضطراری رو زده)
با سرویس صحبت میکنه... فکر کنم اشتباهی زدم، همه چیز اوکیه، معذرت میخوام که این موقع مزاحمت شدم!
🐰: فردا... نمیدونم شرکت بهم کلی غر میزنه یا نه
اگه الان کاردیو هم کنم... آآه نمیتونم برنامهم رو چک کنم چون دارم این لایو رو روی گوشی میبینم
فقط ۳ ساعت میتونم بخوابم... سخته
الان غذا خوردن رو ول کنیم؟
👤: آره، این بهتر به نظر میاد
🐰: چی... کامنتا این لایو منه، پس هر کاری دلم بخواد میکنم. لطفاً اینجور چیزا رو ننویسین. فردا بعد از برنامه میرم پیش دکتر پوست و حدود ۸ یا ۹ برمیگردم خونه... بریم بیرون شام بخوریم یا سفارش بدیم؟
امروز واقعاً خستهکننده بود
من واقعاً با دوستم بیرون غذا خوردم، و ظاهراً براش هم خیلی خستهکننده بود، پس بزنیم سفارش بدیم
دوباره میام پیشتون
نمیدونم... راستش هیچکدومو مطمئن نیستم!!! اگه دلم بخواد دوباره میام
ممنون~~~
بذار اول اینو خاموش کنم~ خداحافظ~ شب بخیر! خوب بخوابین!
... من زبانای دیگه رو بلد نیستم.. شب بخیر!!! آآه اونایی که تو کرهان احتمالاً دارن الان میخوابن
خداحافظ شب بخیر!!!
فقط میخوام اینو بگم... هرچند نمیتونم مستقیم بگم
هیچ چیزی وجود نداره که جای شماها رو بگیره
اگه شما رو جدا کنم... آآآهه، اصلاً چطوری بگمش!!! خیلی متاسفم که نمیتونم درست بیانش کنم
اگه آرمی نبود... با خودش زمزمه میکنه
اگه شما اینجا نبودین، باز هم میتونستم خوشحال باشم و از زندگی لذت ببرم... ولی بازم، وقتی دارم کار میکنم
🐰: بیا✊✊
من فقط با آرمیها حرف میزنم، شما به خوندن ادامه بدین فاک یو! قبلاً نتونستم جلوی آرمیها بگم فاک یو، نمیدونم الانم میتونم بگم یا نه
👤: نگو داداش
🐰: چرا؟ ما که معمولاً فحش میدیم—تو هم قبلاً فحش دادی دیگه!
یعنی! چی؟ مگه چی شد
👤: ولی خب... جلوی آرمیها اینطوری نه
🐰: چرا باید جلوی آرمیها فحش بدم؟؟ فقط باید پر از عشقم کنم بهشون!
👤: حتی نذار بشنون
👤: نکن
🐰: نه مشت نمیچسبه اینو بگیر
ازت خواستم سیگار نکشی
لطفاً سیگار نکششش اووف این کوچولو
👤: منظورت چیه، من میتونم تو نمیتونی ولی من میتونم بکشم
با این حال، آرمیها هنوز قلب بنفش برام میفرستن ممنونم
باید رامِن بخوریم، موافقین؟
👤 دوست: درستش کن لطفاً
🐰: تو چی (داداش)؟
👤 داداش: باید برم بخوابم
🐰: الان ساعت چنده؟ ۵ صبحه؟ من ساعت ۹ صبح برنامه دارم...
بچهها، فردا باید بخونم... بعداً میفهمین ولی امروز لایو میخونم (برای یه برنامه)
فکر نمیکنم فیلمبرداری فردا اونقدر مهم باشه، یعنی مهمه ولی نه اینقدر که...
👤 دوست: باید بخوابی...
🐰: من قراره برم! تو نه!
👤 دوست: به نظرم برنامه واقعاً مهمه
🐰: نههههه، مثل اینکه... گرسنهاین یا نه؟
👤👤 ...
🐰: هر دوتاتون گمشین!
همه اینا رو کردیم، باید حتی پروسه درست کردن رامِن رو هم نشون بدیم بعد خاموش کنیم
چرا این (آسانسور) صدای عجیبی میده؟
👤: اوه... فکر کنم یه چیزی اشتباه زدم
🐰: چی؟ (دکمه کمک اضطراری رو زده)
با سرویس صحبت میکنه... فکر کنم اشتباهی زدم، همه چیز اوکیه، معذرت میخوام که این موقع مزاحمت شدم!
🐰: فردا... نمیدونم شرکت بهم کلی غر میزنه یا نه
اگه الان کاردیو هم کنم... آآه نمیتونم برنامهم رو چک کنم چون دارم این لایو رو روی گوشی میبینم
فقط ۳ ساعت میتونم بخوابم... سخته
الان غذا خوردن رو ول کنیم؟
👤: آره، این بهتر به نظر میاد
🐰: چی... کامنتا این لایو منه، پس هر کاری دلم بخواد میکنم. لطفاً اینجور چیزا رو ننویسین. فردا بعد از برنامه میرم پیش دکتر پوست و حدود ۸ یا ۹ برمیگردم خونه... بریم بیرون شام بخوریم یا سفارش بدیم؟
امروز واقعاً خستهکننده بود
من واقعاً با دوستم بیرون غذا خوردم، و ظاهراً براش هم خیلی خستهکننده بود، پس بزنیم سفارش بدیم
دوباره میام پیشتون
نمیدونم... راستش هیچکدومو مطمئن نیستم!!! اگه دلم بخواد دوباره میام
ممنون~~~
بذار اول اینو خاموش کنم~ خداحافظ~ شب بخیر! خوب بخوابین!
... من زبانای دیگه رو بلد نیستم.. شب بخیر!!! آآه اونایی که تو کرهان احتمالاً دارن الان میخوابن
خداحافظ شب بخیر!!!
- ۲.۵k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط