پارت (¹⁰)

پارت (¹⁰)
همون لنا خودشو خیلی چسبوند به جیمین چسبود نمیدونم چرا ولی ی دفه رفتم سمتش از موهاش گرفتم ی جیغ بلندی کشید
لنا:ااااااااااااااااااااااا*جیغ* دختره ی****** موهامو ول کن عوضی
یونا: عوضی منم یا تو که خودتو به هر مردی میچسبونی
لنا: به تو چه که من چیکار میکنم
یونا: پس خودتم میدونی که داری چیکار میکنی
لنا:ااااااااا ولم کن عوضی
یونا: نمیخوام مثلا میخوای چیکار کنی
اعضا داشتن بهمون نگاه میکردن که سریع اومدن که مارو از هم جدا کنن اما من ولکن نبودم
جیمین ویو:/
لنا از وقتی اومده اینجا هی خودشو به من منم نمیتونستم چیزی بهش بگم چون ی کاری میکرد
بعد چند دقیقه یونا اومدو موهاشو گرفت و ی دعوای حسابی شرو شد(🤣)
ی دفه پ‌د‌ن اومد داخل
پ‌دن: بس کنین این مسخره بازیارو
یونا.دیدم پ‌دن اومد داخل ترسیدم اخه اولین روز کاریم بود ساکت شدم هیپی نگفتم موهای لنا رو ول کردم
پ‌دن: خانم لی تو اولین روز کاریتون دارین چیکار میکنین؟؟نیومده دعوا راه میندازین
یونا:من.....من.....معذرت میخوام
پ‌دن: الان معذرت خواهی شما به چه درد من میخوره همین الان برید بیرون
جیمین:پ‌دن‌ بخاطر ما ببخشینش دیگه کاری نمیکنه شما برین به کارتون برسین
پ‌دن باشه ای گفت و رفت بیرون یونا سرش پایین بود رفتم پیشش از چونش گرفتم اوردم بالا
جیمین: یونا شی ولش کن دیگه گذشت برو به کارت برس
یونا: ممنونم ممنون واقعا وگرنه روز اول کاریم اخراج میشدم
جیمین: من میدونم برا چی اون کارو کردی اشکال نداره برو به کارت برس
یونا: ممنون جیمین شی
میخواستم برم که لنا اومد که یه.......
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۳

پارت ۱۲تهیونگ: ول کن خواهرمو یونا : ساکت فقط موهاتو ببند مو ...

P5 .PRISON. MAFIA.

p12

36partجونگ‌کوک با اون نگاهِ تیز و سردش، مستقیم رفت سمتِ دیوا...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.8کوک:ولش کن بهتره یکم بخوابم رو کا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟏پسر کوچیکتر همونطور که با اون استایل ج...

وقتی دلدرد داشتی...¹جیمین،برادر بزرگترت بودحدودا ۱۲ سال باهم...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط