پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفه ای برای حضار تعریف کرد،

پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفه ای برای حضار تعریف کرد، همه دیوانه وار خندیدند.....

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند....

او مجددا لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
دیدگاه ها (۹)

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

ابلیس

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗تالار بزرگ قصر امشب پر از نور...

🔻واکنش آیت‌الله طاهری نمایندهٔ مجلس خبرگان رهبری به محکومیت ...

🔻سران محترم سه قوه، لطفاً خودتان بخوانید!(بخش اول)✍️حسین شری...

پیام اخیر آیت آیت‌الله طاهری عضو مجلس خبرگان رهبری:بسم الله ...

🚩 سران محترم سه قوه، لطفاً خودتان بخوانید!(۱)👤 #حسین_شریعتمد...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط