رانداخر

☆رانداخر☆
part 24
ویوخونه جونگکوک:
ات: من برم کجا لباس هامو عوض کنم؟
جونگکوک: برو داخل یکی از اتاق های بالا
ات: باش...... رفتم بالا وای خداااا اینجا اصلا عوض نشده در اتاق مشترکیمون رو باز کردم رفتم داخلش.....
نمیدونم چرا همه ی خاطرات تلخ وشیرین جلوی چشمم اومدن دلم برای باهاش بودن تنگ شده بود.......... چراهنوز لوازم ارایشی هامو دورننداخته؟ چرا لباسامو دور ننداخته؟...... بیخیال....... لباسام رو پوشیدم و ی ارایش ملایم کردم و داشتم دنبال بُرس میگشتم که چشمم به جعبه جواهری که داخل کشو بود افتاد منم چون فضول بودم بازش کردم و نگاش کردم ی گردنبندکه اول اسم خودم و جونگکوک بود؟ یعنی این برای منه..... چرا بهم ندادش ــــــــــ؟ یعنی برای قبلانه؟ باشنیدن صدای قدمای ینفر سریع جعبه رو گذاشتم سر جاش..... در باز شد
جونگکوک: اماده ای؟
ات: عاممم برس رو پیدا نکردم
جونگکوک: اونجاست.....« حالا ی جایی»
ات: اها باشه ممنون......
جونگکوک: بده به من انجامش بدم
ات: یادت که نرفته چیزی بین ما نیست خودم میتونم
جونگکوک: پشیمون میشی
ات: گگگگگگگـــ...... موهام رو شونه کردم و حالت دادم...... روبه جونگکوک کردم و گفتم
بریم
جونگکوک: قوانین
باکسی گرم نمیگیری
فقط پیش خودم میشینی
باکسی تماس بدنی نداشته باش
هرچی خواستی به خودم بگو
به هرکسی لبخند نزن
اگر قوانین رو رعایت نکنی شب برات دردناک تموم میشه خود دانی این یه هشداره
ات: وایییی نه خدا خیلی ترسیدم چشم حتما جئون هرچی تو بگی...... پوفیکشید و گفت.:اسکل مسخره
جونگکوک: گفتم که. این فقط ی هشدار بود
ات: دیرت نشه
جونگکوک: بریم
ات: رفتیم پایین جونگکوک اومد طرف دررو برام باز کرد.......... هی سعی نکن انقدر دراماتیک باشی نمیتونی روم تاثیر بزاری اوکی
جونگکوک: پس نظرت چیه رمانتیک باشم؟
ات: چندش..... زدمش کنار رو سوار شدم...... چند دقیقه گذشت و رسیدیم..... اخ جونگکوک اینجا مهمونی داری
جونگکوک: ارع چطور
ات: من اینجا کلی حسود دارم.... ببخشید ولی قراره یکم ازت سواستفاده کنم
جونگکوک: چطور؟
ات: دخترایی اینجا هستن که روی تو کراشن با دیدن منو تو باهم اتیش میگیرن درواقع دشمنامن
جونگکوک: پس راضی
ات: چجورم
جونگکوک: بریم دیگه
ات: اره بریم.. ...... وارد که شدیم همه نگاهاسمت مابرگشت گاارسون بهمون خوش امد گفت رفتیم نشستیم سر میز..... زدم به شونه جونگکوک...
جونگکوک: هوم؟
ات:بوی حسادت رو حس میکنی؟
جونگکوک:چجورم
ات: اخ امشب قراره غوغابشه.....
جونگکوک:............
خب خماری بکشید....... حمایت ها کمه برای همین شرط میزارم

شرط:
۲۰لایک
۵کامنت
۲بازنشر
دیدگاه ها (۱۲)

پروفایل به این عکس ته تغیر کرد گممون نکنید بلاها♡♡♡

واقعیت رو داخل این ویدیو ببویید☆👌🏻🇰🇷

☆رانداخر☆part 23جونگکوک: اگه یبار دیگه فحش بدی میبوسمتات: ت...

ددی جئون جونگکوک: باشهات: بریم صبحونه بخوریم جونگکوک: سری ت...

☆راند اخر☆part 4جونگکوک: از اونجایی که بابای ات گفت که ات اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط