یادم هست

یادم هست
آن شب وقتی از
سر میز غذا بلند شدم،
شنیدم مادرم بابت
سوختگی بیسکویت ها از پدرم
عذرخواهی می کرد.

هرگز
جواب پدرم را
فراموش نخواهم
کرد که گفت: اوه عزیزم
من عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم.

همان شب، کمی بعد
که رفتم پدرم را برای شب بخیر ببوسم از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟

او مرا در آغوش کشید وگفت:
مامانت امروز روز سختی را گذرانده و خیلی خسته است
بعلاوه،
بیسکویت کمی سوخته
هرگزکسی را نمی کشد!

زندگی مملو از چیزهای ناقص...
و انسان هایی
است که پر از کم و کاستی هستند.

یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار:

درک و پذیرش
عیب های همدیگر
و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است.

امروز دعایمان برای یکدیگر این باشد که یاد بگیریم قسمت های خوب، بد و ناخوشایند زندگی خود را بپذیریم و با انسان ها رابطه ای داشته باشیم که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نشود.

این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد.
در واقع، تفاهم، اساس هر رابطه ای است،

هر رابطه ای با همسر یا والدین، فرزند یا برادر،خواهر یا دوست،،،،
دیدگاه ها (۹)

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

👑 The dance of fractured harmonies 🦋Part ⁴ جولیان : اره دختر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p66دلت برای زندگی قبلت تنگ میشه؟»جیمین چن...

جدایی

part:1{این رمان درخواستی هست و به گفته خود فرد نوع نوشتار خو...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐الین آن شب تا صبح نتوانست بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط