در فڪر تو بستم چمدان را و همین فڪر

در فڪر تو بستم چمدان را و همین فڪر
مثل خوره افتاده به جانم ڪه بمانم،




#عکس_نوشته #شعر #یه_چیز_جدید_یاد_بگیر #قشنگ
دیدگاه ها (۳۴)

هر جا چراغی روشنه از ترس تنهـا بودنهای ترس تنهـ...

آن ڪس ڪه بَدَم گفت، بَدے سیرَت اوستوآن ڪس ڪه مرا گفت نِڪو، خ...

تو همدردے؟یا...تو هم دردے؟تا حالا فڪر ڪردیم در نقش‌ها و رواب...

آخیر زماندی بیر قولاق آس عرشی تیتره دیـرملت لرین هــارای، مد...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم ؟حال همه خوب است من اما...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما ...

قشنگ فکر کن مغز تو اکبند نگه ندار بعدا بدرد نمی خوره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط