چشم من ، چشمه زاینده اشک
چشم من ، چشمه زاینده اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود
زندگی قافیه ی شعر من است
شعر من وصف دلارایی تو
در ازل شاید این ، سرنوشت من بود
می سرایم به امیدی که تو خوانی ورنه
آخرین مصرع من
قافیه اش مردن بود
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود
زندگی قافیه ی شعر من است
شعر من وصف دلارایی تو
در ازل شاید این ، سرنوشت من بود
می سرایم به امیدی که تو خوانی ورنه
آخرین مصرع من
قافیه اش مردن بود
- ۱.۸k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط