اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگهانی‌ام

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز

داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

رودم؛ اگر چه با ‌تو به دریا نمی‌رسم

کوهم؛ اگر چه رسیده کارد استخوانی‌ام

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم

من، این من غبار؛ چــــرا می‌تکانی‌ام؟

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو سال

این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست

از بعد رفتنت .........گم شد ؛ ابروکمانی‌ام

"شاعر شنیدنی است" ولی دست روزگار

نگذاشت این کـــه بشنوی‌ام یا بخــوانی‌ام

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند

من دوست‌دار خنده و بستنی زعفــــــــرانی‌ام

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

یه روزی یه دل اومد توی زمین همه جا خوبی بود و صلح و صفا خنده...

بنویس.. ف نه به پ یا که هرچنگ به سازنه الف راز نه ب راز روشن...

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشستپنداشت که مهلتی و تأخیری هستگ...

چون ما و شما مقارب یکدگریمبه زان بود که پرده‌ی هم ندریمای خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط