پارت دوم

پارت دوم
ویو ات
بعد تماسمون رفتم وسایلو خریدم مث بادکنک، کیک، شمع، جعبه، شیرینی و....
خب منم چند تا کوکی درست کردمو گذاشتم رو میز و میزو دورشو با گل رز قرمز تزیین کردم که بعدش پسرا اومدن
جنگکوک&
جین٪
نامجون"
تهیونگ /
شوگا*
جیهوپ=
+سلام پسراااااا(داد و ذوق زده)
(پسرا باهم) سلاممممممم
بعدش خندیدنو اومدن تو
&زن داداش فک نمیکردم انقدر سریع شروع کنین اخه دیشب تا ساعت 12 همه مهمونی بودیم
+چه ربطی داره
"کوکککککک(زیر لبی جوریکه کوک بشنوه)
&چیه مگه(اروم)
٪خب خب بریم سر کار
+بریمممممم
همه گفتن بریمممممم
ویو ات
همه تزئین کاریارو انجام دادیم و الان ساعت 9 بود نگران نبودم چون جیمین بهم گفته بود دیر میاد و فقط نیم ساعت دیگه زمان داشتیم چون قطعا الانا بود که برسه
من کیکو دراوردمو گذاشتم وسط میز شمعم گذاشتم دورش و اون جعبه ای که خریده بودم توشو پر گل کردم زیر گلا بیبی چک گذاشتم و درشو بستم
+خب پسرا الاناس که جیمین بیاد همه چی امادس؟(نگرانی با چاشنی خوشحالی)
" اره همه چی امادس
+خب خوبه
دینگ دینگ (صدای زنگ خونه)
+واییییییی اومد
ویو جیمین
امروز یکم کارم طول کشید و برای اینکه ات زیاد تنها نمونه یکم زود کارامو تموم کردم و اومدم خونه ماشینو پارک کردمو زنگو زدم که......
دیدگاه ها (۰)

فیک جیمین وقتی برای تولدش بهش یه هدیه خیلی شکه کننده میدیی پ...

پارت 4_ات ات عزیزم خانومم+برو بیرون سمتم نیا (بغض) ببخشید عز...

نام فیک: عشق مخفیPart: 56ویو ات*م. چقد حسود شدی دختر*خندهروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط