بعضی از همسایه ها ،گاهی حرصشان در می آمد! می گفتند : این
بعضی از همسایه ها ،گاهی حرصشان در می آمد! می گفتند : این آقا ابراهیم هم خیلی خودش را می گیرد!
می دانستم دردشان چیست!؟ می گفتم: شما اشتباه می کنید.او فقط می خواهد خودش را از گناه حفظ کند.برای همین نه با نامحرم حرف میزند و نه به او نگاه میکند.
من که خواهرش هستم بعضی وقت ها توی خیابان از کنارش رد می شوم اما او متوجه نمی شود!
ابراهیم توی فامیل و آشنا هم همینطور مراعات می کرد.همیشه یک خط قرمز بین خودش و نامحرم می کشید.
ساکنان ملک اعظم5 .منزل شهیدابراهیم امیرعباسی.ص
می دانستم دردشان چیست!؟ می گفتم: شما اشتباه می کنید.او فقط می خواهد خودش را از گناه حفظ کند.برای همین نه با نامحرم حرف میزند و نه به او نگاه میکند.
من که خواهرش هستم بعضی وقت ها توی خیابان از کنارش رد می شوم اما او متوجه نمی شود!
ابراهیم توی فامیل و آشنا هم همینطور مراعات می کرد.همیشه یک خط قرمز بین خودش و نامحرم می کشید.
ساکنان ملک اعظم5 .منزل شهیدابراهیم امیرعباسی.ص
- ۱.۱k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط