دلم 

دلم 
      تو را 
    میخاهد
    و یک میز 
                 و
             دو صندلی
      و دو فنجان قهوه
        که ساعتها بگذرد 
    سرد شوند و ما هنوز 
چشم بر نداشته باشیم از هم 

       " سمیه آزاد دل"
دیدگاه ها (۱)

تَمامِ فِنجان های قَهوه،که می گفتند؛ما به هَم نِمیرسیم را شِ...

زنی سمت پلیس رفت و گفت:"سرکار، آن مرد که در آن گوشه ایستاده،...

میترسم از نبودنت.......و از بودنت بیشتر میترسیدم ........ندا...

دلم پرواز می خواهددلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد ...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

احوال دلم میبارد بی تو

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

﷽#مولاجانم🥀به تمنای طلوع تو جهان چشم به راهبه امید قدمت کون ...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞³رابرت یه میز کنار پنجره گرفته بود.به محض ورودت...

Part38+سلام _سلام خوش اومدی بیا بشین نیلا رو صندلی نشستو علا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط