برایم چای ریخت. گفتم نمی‌خورم. گفت بخور لطفا!

برایم چای ریخت. گفتم نمی‌خورم. گفت بخور لطفا!
گفتم تعارف ندارم که چه اصراریه. 
یک جور معصومی نگاه کرد و گفت: دلم برای چهره‌ی بدون ماسکت تنگ شده پس بخور. خندیدم. چایی‌اش مزه‌ی دوستت دارم و باغ لیمو می‌داد...

#چایی_چقدر_خوبه😍
#خاص #قشنگ #زیبا #پست_جدید
دیدگاه ها (۶)

بیا خاص باشیمبیا وسط یک جمع دوستانه چشم ها را گرد کنیممن ابر...

ابرقدرت منم چون کسی مثل تو مرا دوست دارد ...🍃🌸پوریا نبی پور ...

#خاص #جذاب #زیبا #قشنگ #بینظیر #شیک #هنری #BEAUTIFUL_NICE #پ...

#خاص #جذاب #زیبا #قشنگ #بینظیر #شیک #BEAUTIFUL_NICE #پست_جدی...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 16・⁠]⁠ᕗجونگکوک : یه مست احمق...

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

## راوی: میتسوریاوبانای چند لحظه ساکت ماند. نگاهش را از روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط