ساغرم بشکسته ساقیخم بده تا سر کشم

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشم
مست و لایعقل شوم،دل از دل ودلبر کشم

خم بده تا سرکشم،پیمانه پاسخگو که نیست
مست کن جان مرا ، تا درد را کمتر کشم

خم بده ساقی چرا با من دلت همراه نیست
موعظه بس کن،مکن آتش براین منبر کشم

ساقیا "می"را به "اجزای"تنم "آغشته" کن
آنقدر آغشته کن،آغشته کن تا پرکشم

لطف میکن'می' رسان،خم را بده تا سر کشم
یا که منت می روم برساقی دیگر کشم

دیدگاه ها (۱)

اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به ...

دل من کودک بمان دنیا بزرگت میکند بره باشی یا نباشی گرگ گرگت...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

بی هیچ صدایی می آیند زمانی که نمیدانیدر دلت یک مزرعه آرزو می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط