𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۲۶
𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۲۶
دعوت شدن به برنامه ی موردعلاقه ا.ت برای ایدل ها
یکی دیگه از ارزوهاش بود که تا چند دیقه ی دیگه تیک میخورد
اینکه چند ساعتی با پسرا به بازی و چالش
مشغول باشن خیلی براش ارزشمند بود
مجری برنامه : خیلیییی خوش اومدید به این برنامه
همزمان با پسرا تعظیمی کردیم و سلام کردیم
بعد از معرفی خودمون و مسابقه رفتیم سراغ مسابقه
های درحال اجرا
باید به گروه های دونفره تقسیم میشدیم
پس با ذوق روبه پسرا گفتم :
جین هیونگ و نامجونی هیونگ تو یه گروه و
تهکوک و یونمینم تو یه گروه باشن منو
هوپی هیونگم تو گروه
تهیونگ تا اومد اعتراض کنه یادش اومد
اینجا برنامه زنده هست و ممکنه دردسر بشه
با حرفاش پس هیچی نگفت و به ا.ت نگاه
دوخت
جیهوپ با تعظیمی رو به پرنسسش گفت : در
خدمت گذاری حاضرم پرنسس ا.ت
ا.ت با لبخند گفت : مثل خورشید میدرخشید
پرنس جیهوپ
و این جیهوپ بود که با ذوق ردیف دندونای
سفیدش رو به نمایش میزاشت
بازی اول زدن تیر به هدف بود که ا.ت با ذوق
به کمان خیره بود
اولین بارش بود میخواست انجام بده
یه کوچولو میترسید
بعد از نامجین و یونمین نوبت ا.ت و جیهوپ
بود
ا.ت با اسنرس به هیونگش نگاه دوخت و
گفت : هیونگ نمیتونم انجامش بدم اولین
بارمه ..... اگه خراب کنم
جیهوپ دستاش رو طرف کله ی گردویی رنگ
دونسنگ نگرانش گذاشت و با لبخند گفت
نگران نباش و فقط به خودت باور داشته و
چیزایی رو هم که بهت گفتم یادت نره باشه
دورت بگردم
ا.ت با نا اطمینانی سری تکون داد و وقتی
صداشون زدن پشت دارت های هدف قرار
گرفت اول نوبت هوسوک بود
بعدش اون
و تیر سومم دوتایی باید مینداختن
جیهوپ هیونگش با اطمینان تیرکمان رو
برداشت و بعد از پیدا کرد قلقش طی سه
ثانیه تیر رو دقیقا به هدفش زد
ا.ت از تعجب قرار بود اب و خون بالا بیاره
چطوری ممکن بود
به خودش ایمان پیدا کرد
نمیتونست اجازه بده زحمات هیونگاش
همینطوری
هدر بره
با استرس و کمی ذوق تیر کمان سنگین رو
مطابق با دستش در اورد و چشماش رو به
تیز ترین حالت ممکن دراورد تا قلق کار
دستش بیاد و تیر صاف بره تو هدف
پس با دقت تیر رو تنظیم کرد و زره کمان رو
کشید و این تیری بود که یا نگاه های
استرسی ا.ت به پرواز دراومد و درنهایت
مستقیم به هدف نشست و این قیافه ی
حیرت زده ی ا.ت بود که چطور ترفندای
هیونگش چواب داده بود
با ذوق بالا پرید و جیغش با داد و تشویق
بقیه همراه شده بود خودشو داخل بغل
هیونگش پرت کرد و تصمیم گرفتن باهم
خوشحالی کنن
و خب تیر سوم رو دور اخر میزدن بعد از
اینکه تهکوکم تیر رو انداختن
ا.ت از بس فینقیلی بود تو بغل هیونگش جا
میشد و با خنده گفت : هیونگ العان چطوری
تیرو باید بندازیم
جیهوپ خیلی ریلکس لب زد : کاری نداره که
فقط دستاتو با دستای من یکی کن که امواج
انرژی مون به شکل برابر به تیر نیرو وارد کنه
اینطوری تیر مستقیم و سریع به سمت
هدف میره
ا.ت به نشانه ی فهمیدم سرشو و بالا پایین کرد و
با قدرت به دارت هدف چشم دوخت
دستای قوی و محکم جیهوپ دور دستای
ظریف و کوچیکش پیچیده شد
و با لبخند به دونسنگش ریزه میزش خیره موند
زمانی که حس کرد هدف رو پیدا کرده بدون
فوت وقت زره رو کشید و تیر با نگاه مطمعن
جیهوپ و نگاه خیره ی ا.ت به رقص دراومد و
دقیقا وسط هدف نشست و جیغ ا.ت بود که
افراد متعجب رو به خودش اورد
براساس رتبه بندی
ا.ت و هوپی نفره اول این مسابقه
تهکوک رتبه ی دوم
نامجین سوم
و یونمین چهارم شدن
مسابقه ی بعدی رفتن از صخره ی مصنوعی
بود که دقیقا مثل یک صخره و کوه واقعی
ساخته شده بود
و این دقیقا جهنم ترسناک ا.ت بود
اون و جیهوپ جفتشون فوبیای ارتفاع
داشتن و روند مسابقه اینجور بود که هر
گروه با هم گروهی های خودش رقابت میکنه
نفرات برنده باهم و دونفره برتر هم در نهایت
باهم رقابت میکنن
دعوت شدن به برنامه ی موردعلاقه ا.ت برای ایدل ها
یکی دیگه از ارزوهاش بود که تا چند دیقه ی دیگه تیک میخورد
اینکه چند ساعتی با پسرا به بازی و چالش
مشغول باشن خیلی براش ارزشمند بود
مجری برنامه : خیلیییی خوش اومدید به این برنامه
همزمان با پسرا تعظیمی کردیم و سلام کردیم
بعد از معرفی خودمون و مسابقه رفتیم سراغ مسابقه
های درحال اجرا
باید به گروه های دونفره تقسیم میشدیم
پس با ذوق روبه پسرا گفتم :
جین هیونگ و نامجونی هیونگ تو یه گروه و
تهکوک و یونمینم تو یه گروه باشن منو
هوپی هیونگم تو گروه
تهیونگ تا اومد اعتراض کنه یادش اومد
اینجا برنامه زنده هست و ممکنه دردسر بشه
با حرفاش پس هیچی نگفت و به ا.ت نگاه
دوخت
جیهوپ با تعظیمی رو به پرنسسش گفت : در
خدمت گذاری حاضرم پرنسس ا.ت
ا.ت با لبخند گفت : مثل خورشید میدرخشید
پرنس جیهوپ
و این جیهوپ بود که با ذوق ردیف دندونای
سفیدش رو به نمایش میزاشت
بازی اول زدن تیر به هدف بود که ا.ت با ذوق
به کمان خیره بود
اولین بارش بود میخواست انجام بده
یه کوچولو میترسید
بعد از نامجین و یونمین نوبت ا.ت و جیهوپ
بود
ا.ت با اسنرس به هیونگش نگاه دوخت و
گفت : هیونگ نمیتونم انجامش بدم اولین
بارمه ..... اگه خراب کنم
جیهوپ دستاش رو طرف کله ی گردویی رنگ
دونسنگ نگرانش گذاشت و با لبخند گفت
نگران نباش و فقط به خودت باور داشته و
چیزایی رو هم که بهت گفتم یادت نره باشه
دورت بگردم
ا.ت با نا اطمینانی سری تکون داد و وقتی
صداشون زدن پشت دارت های هدف قرار
گرفت اول نوبت هوسوک بود
بعدش اون
و تیر سومم دوتایی باید مینداختن
جیهوپ هیونگش با اطمینان تیرکمان رو
برداشت و بعد از پیدا کرد قلقش طی سه
ثانیه تیر رو دقیقا به هدفش زد
ا.ت از تعجب قرار بود اب و خون بالا بیاره
چطوری ممکن بود
به خودش ایمان پیدا کرد
نمیتونست اجازه بده زحمات هیونگاش
همینطوری
هدر بره
با استرس و کمی ذوق تیر کمان سنگین رو
مطابق با دستش در اورد و چشماش رو به
تیز ترین حالت ممکن دراورد تا قلق کار
دستش بیاد و تیر صاف بره تو هدف
پس با دقت تیر رو تنظیم کرد و زره کمان رو
کشید و این تیری بود که یا نگاه های
استرسی ا.ت به پرواز دراومد و درنهایت
مستقیم به هدف نشست و این قیافه ی
حیرت زده ی ا.ت بود که چطور ترفندای
هیونگش چواب داده بود
با ذوق بالا پرید و جیغش با داد و تشویق
بقیه همراه شده بود خودشو داخل بغل
هیونگش پرت کرد و تصمیم گرفتن باهم
خوشحالی کنن
و خب تیر سوم رو دور اخر میزدن بعد از
اینکه تهکوکم تیر رو انداختن
ا.ت از بس فینقیلی بود تو بغل هیونگش جا
میشد و با خنده گفت : هیونگ العان چطوری
تیرو باید بندازیم
جیهوپ خیلی ریلکس لب زد : کاری نداره که
فقط دستاتو با دستای من یکی کن که امواج
انرژی مون به شکل برابر به تیر نیرو وارد کنه
اینطوری تیر مستقیم و سریع به سمت
هدف میره
ا.ت به نشانه ی فهمیدم سرشو و بالا پایین کرد و
با قدرت به دارت هدف چشم دوخت
دستای قوی و محکم جیهوپ دور دستای
ظریف و کوچیکش پیچیده شد
و با لبخند به دونسنگش ریزه میزش خیره موند
زمانی که حس کرد هدف رو پیدا کرده بدون
فوت وقت زره رو کشید و تیر با نگاه مطمعن
جیهوپ و نگاه خیره ی ا.ت به رقص دراومد و
دقیقا وسط هدف نشست و جیغ ا.ت بود که
افراد متعجب رو به خودش اورد
براساس رتبه بندی
ا.ت و هوپی نفره اول این مسابقه
تهکوک رتبه ی دوم
نامجین سوم
و یونمین چهارم شدن
مسابقه ی بعدی رفتن از صخره ی مصنوعی
بود که دقیقا مثل یک صخره و کوه واقعی
ساخته شده بود
و این دقیقا جهنم ترسناک ا.ت بود
اون و جیهوپ جفتشون فوبیای ارتفاع
داشتن و روند مسابقه اینجور بود که هر
گروه با هم گروهی های خودش رقابت میکنه
نفرات برنده باهم و دونفره برتر هم در نهایت
باهم رقابت میکنن
- ۲۷۳
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط