یک شبی مجنون نمازش را شکست.
یک شبی مجنون نمازش را شکست.
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست.
عشق آن شب مست مستش کرده بود.
فارق از جام الستش کرده بود.
گفت یارب از چه خارم کرده ای?
برسلیب عشق دار کرده ای.?????
گفت ای دیوانه لیلایت منم.
در رگت پنهان و پیدایت منم.
سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی.......
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست.
عشق آن شب مست مستش کرده بود.
فارق از جام الستش کرده بود.
گفت یارب از چه خارم کرده ای?
برسلیب عشق دار کرده ای.?????
گفت ای دیوانه لیلایت منم.
در رگت پنهان و پیدایت منم.
سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی.......
- ۶.۰k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط