اولين عملياتي بود كه شركت مي‌كردم. بس كه گفته بودند ممكن

اولين عملياتي بود كه شركت مي‌كردم. بس كه گفته بودند ممكن است موقع حركت به سوي مواضع دشمن، در دل شب عراقي‌ها بپرند تو ستون و سرتان را با سيم مخصوص از جا بكنند، دچار وهم و ترس شده بودم.

ساكت و بي صدا در يك ستون طولاني كه مثل مار در دشتي مي‌خزيد جلو مي‌رفتيم. جايي نشستيم. يك موقع ديدم يك نفر كنار دستم نشسته و نفس نفس مي‌زند. كم مانده بود از ترس سكته كنم. فهميدم كه همان عراقي سرپران است. تا دست طرف رفت بالا معطل نكردم با قنداق سلاحم محكم كوبيدم توي پهلويش و فرار را بر قرار ترجيح دادم.

لحظاتي بعد عمليات شروع شد. روز بعد در خط بوديم كه فرمانده گروهان مان گفت: «ديشب اتفاق عجيبي افتاده، معلوم نيست كدام شير پاك خورده‌اي به پهلوي فرمانده گردان كوبيده كه همان اول بسم الله دنده هايش خرد و روانه بيمارستان شده.»
از ترس صدايش را در نياوردم كه آن شير پاك خورده من بوده ام.
دیدگاه ها (۹)

بسم رب الشهدا والصدیقیندشمناولین عملیاتی بود که شرکت می کردم...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت هشتم : تِکیلا ، دن...

زنده بادآنکس که هستاز جانهوادار وطن...#ما_حالا_حالاها_با_شما...

ℳ𝒶𝓃 𝓉𝒶 𝓋𝒶ℊ𝒽𝓉𝒾 𝒦𝒽ℴ𝒹𝒶 𝓇ℴ 𝒹𝒶𝓇𝒶𝓂 𝓉𝓃𝒽𝒶 𝓃𝒾𝓈𝓉𝒶𝓂 🌚⃝✨⦃منـ تا وقتـے خد...

🔥دیوث اقتصادی🔥

🔴 پاداش ۱۰۰۰ شهید جنگ‌های بدر و اُحد امام سجاد (علیه‌السلام)...

کنایه ظهره وند به نحوه جراح شدن پزشکیان❗❗❗

توجه☝️❗❗

🔴 یه قرص ۵ گرمی اورانیوم برابر با:۴۷۴ لیتر نفت۴۸۱ مترمکعب گا...

🔴 توضیحات یک فعال رسانه درباره قائم‌پناه و دخترش رو در این ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط