ای عشق! از سوختن مرا پروایی نیست

ای عشق! از سوختن مرا پروایی نیست
ققنوسم ! دوباره زاده می شوم

این بار اندکی مشتاق تر اندکی شیداتر
اندکی رسواتر بی حساب......مجنون تر
دیدگاه ها (۶)

من حرفی برای این عکس ندارم خخخخ

بذاریم بعضیها قهر کنن! کلاغ وقتی از باغت قهر کنه بره، هزارتا...

فکر میکردم دکمهو درز لباسهایمان را میـدوزد حالا میفهمم نشستن...

خانه های امروز غریبندغریبه پسندندخودی ها را نمی شناسنداصلا و...

شعر زیبا

بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت د...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط