Rz prpr

Rz prpr ⁶

سریع لباسامو پوشیدم و سوار ماشینم شدم که برم کافه

کافه خیلی شلوغ شده بود کلی مشتری داشتیم تقریباً ساعت 12 بود که آخرین مشتری مون رفت

هیون: اخیش خسته شدم

کوک: امروز خیلی شلوغ بود

تهیونگ: ببخشید اقا

پریدم هوا

کوک: چرخیدم و نگاش کردم همون مرد خوشتیپه دیروز بود

کوک: بله بفرمایید ؟

تهیونگ: یه قهوه میخواستم

هیون: شرمنده دیگه سفارش نمیگیریم

کوک: نه عیب ندارع هیون تو برو من خودم سفارش ایشونو میدم بعدش میرم خونه

هیون: باشه

هیون رفت قهوشو درست کردم و بردم براش که گفت

تهیونگ: تو اینجا کار میکنی؟

کوک: چی؟

تهیونگ: گفتم تو اینجا کار می‌کنی ؟

کوک: بله با اجازتون

تهیونگ: میشه یه لحظه اینجا بشینی ؟

با تعجب رفتم کنارش نشستم

تهیونگ: خوب خوشگل پسر اسمت چیه؟

کوک: مین جونکوک و شما

تهیونگ: اسم من کیم تهیونگه تو دوست پسر داری؟

کوک: نه چرا این چیزارو ازم می‌پرسی تهیونگ؟

تهیونگ: خوب شاید چون ازت خوشم اومده

کوک: جانممم؟

تهیونگ: درست شنیدی من ازت خوشم میاد قبلا هم میومدم از دور نگات میکردم

کوک: نمی‌دونم چی زدی ولی میدونم همین الان باید گورتو گم کنی و از کافم بری بیرون

تهیونگ: میرم ولی به پیشنهادم فک کن
و چشمکی زد و رفت بیرون

کوک: روانی

رفتم خونه جین خونه نیومده بود برام پیام فرستاده بود( کوک من امشب دیر میام یه کاری تو پاساژ برام پیش اومده )

رفتم تو اتاقم و رو تخت نشستم حرفای اون مرده همش تو ذهنم بود خدایی خوش قیافه بود از زمانی که یادمه دوست پسر/ دوست دختر نداشتم بخاطر یونگی می ترسیدم از دشمناش باشن
مغزم داشت میترکید از یه طرف میترسیدم و از یه طرف ازش خوشم اومده بود

تو فکر بودم که نوتیف برام اومد
(به پیشنهادم فک کردی عروسک؟)

کوک: گل بود به سبزه نیز آراسته شد

براش نوشتم : شماره منو چطور پیدا کردی؟

تهیونگ: منو دست کم گرافتیا حالا جوابت چیه؟

چند ثانیه به فکر فرو رفتم بهتر بود یه فرصت بهش بدم

کوک: باید بیشتر باهات آشنا بشم

تهیونگ: عالیه فردا بعد از ظهر چه کاره ای؟

کوک: خوبه بهت پیام میدم

منتظر جوابش نموندم گوشیو خاموش کردم و چشمامو بستم
دیدگاه ها (۳)

#درخواستیوایییی فقط جیهوپ آخر ویدیو😂😂🤣

فرض کنین مام رفتیم عروسیشون

عزیزان هر درخواستی داشتین مثلا کلیپ یا تک پارتی و چند پارتی ...

Rz prpr ⁵ویو کوک صبح با صدای در از خواب بیدار شدم خدایا کدوم...

Rz prpr²تهیونگ: جناب؟به خودم اومدم چن دقیقه ای بود که مث دیو...

Rz prpr ⁷کارم که تو کافه تموم شد رفتم خونه تا برای تجربه اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط