دستهایم را هزاران بار می شویم، نمی دانستم در دستان نانجیب

دستهایم را هزاران بار می شویم، نمی دانستم در دستان نانجیبی حلقه زده است که گمان می بردم یارم باشد.
دیدگاه ها (۱)

می دانستم نمی شودفقط جنگیدم که بعدهابتوانم جواب دلم رابدهم

مابلوچیم تسلیم نمی شویم...یابرنده می شویم یا میمیریم 😏💯

نمی‌دانستم از هرچه بترسم پیش می‌آیدبه هجرانت نباید فکر می‌کر...

«اگر پایان این قصه را می‌دانستم هرگز آغازش نمی‌کردم.»_سیمین ...

ولی زیبایی ادبیات فارسی``

گرچه میدانم نمی‌آیی، ولی هر دم ز شوقسوی در می‌آیم و هر سو ن...

موهای سفیدم را همه نشانم می دهند می گویند پیر شده ای ، می گو...

غمگینم می‌کرداما نمی‌توانستم رهایش کنم، گمان می‌کردم اوآخرین...

دستم را به آسمان بردم، آرزوهایم به آن نمی‌رسندشب بی‌ستاره، ب...

✍🏼 میثم ظهوریان نماینده مجلس شورای اسلامی: یک نکته تلخ در مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط