پارت ۱۲

پارت ۱۲

ات : هرچی باشه خانوادمهه
جک : ات انقدر الکی خودتو گول نزن پول همیشه قدرته و حرف اول رو میزنه
ات : من حاضرم فقیر ترین ادم باشم ولی باز اونارو انتخاب کنم ‌‌‌...
جک : از کجا معلوم که اونا هم تورو انتخاب میکنن ...
ات : مهم اینه من اونارو انتخاب میکنم
و رفت
ات : بچه ها بیاین بریم ...
رفتن خونه ات
ات : اصلا نمیخوام راجبش حرف بزنم میخوام بخوابم و رفت خوابید
شوگا رفت پیش ات
شوگا : بغل !؟؟؟
ات : بعد از یه روز خسته کننده بغل میتونه بهترین چیز باشه مخصوصا اگه بهت امنیت بده
ات خوابید
۴۰ دیقه بعد
ویو ات : با صدای اوازی از حواب بیدار شدم شوگا هنوز نخوابیده بود ... صدا اکو میشد انگار از یه جای خلوت میومد
ات : وایی کاملیا رفته حمام
شوگا : این صدای کاملیاعه !؟
ات زد زیر خنده : اره
شوگا که محوش شده بود گفت
شوگا : چال لپ عمیقی داری
ات : همم ممنون
۲۰ دیقه دیگه شد کاملیا هنوز داشت میخوند
ات : وای بسه دیگه
و رفت در حماح رو باز کرد
ات : زود باش بیا بیرون دیگه ... کرمون کردی با صدات
کاملیا : اه باشه برو بیرون ..
ات : ایشش .. بورا میا واسه جشنی که میخواد بگیره گفته بهت
بورا : نه منو دعوت نکرده
ات : اهوم میخواستم برم ... ولی ولش نمیرم
بورا : سیسی خودمی
ماریا : بچه ها یه کافمون نشه
هوپی : چرا اتفاقا
جین : اره بریم
ات : من یجا میشناسم بریم اونجا
نام : بریم
رفتن به سمت یک کافه با محیط سر سبز خوشگل
کاملیا : واو ات پرا قبلا اینجا نیومدیم !؟
ات : نمیدونم ...
یکم بیرون نشستن که یه ملخ اومد کنار گوش جیهوپ
ماریا: جیییییغعغغغ ... جیهوپ فرار کن ملخخخخخ
جیهوپ : جیییییییغغغغغ کوو کجاست کمکککککک
جیمین : نه منو نخووور
کوک : بپا نیفته تو غذااااممممم
ته : اااااییییییی فرار کنین
بورا : واییی کمکککک
ماریا : جججججیییغ کمک یکی کمکمون کنه الان ملخه میخورتمون
نام : وایی نترسییین. فقط کمککک
جین : واااییی صورت هندسامم کمکک این ملخ چیمیگه نهه نزدیک من نشو
شوگا : اخ این چیمیگه دیگه ....
کاملیا : واایی الان چیکار کنیییممم
همه نگاهشون افتاد به ات افتاده بود زمین داشت میخندید
ات : واایی هههههه قیافتوننن هههههخیلی باحال بود هههههه
همه خندیدن و ته دوباره از ات عکس گرفت
۲۰ مینیت بعد
جیمین : بچه ها سرده بریم داخل الاچیقا ؟
ات: اره موافقم بریم
رفتن تو .. که دیدن بابای ات داره با خامواده جدیدش غدا میخوره ...
بابا : ات دخترمممم
ات : شماا !؟
بابا : منو یادت نمیاد من باباتم
ات : شرمنده من از ۱۳ سالگی بابایی نداشتم ازم مواظبت کنه
بابا : ات دخترم میدونم ناراحتی
ات : شما مادر منو کشتین و الان حق ندارین انقدر راحت با من صحبت کنین
بابا : ات لطفا .. من اونو نکشتم ....
ات : چرا اتفاقا
بابا : مدرکی داری اینو ثابت کنی
ات : مدرک که زیاده اما تو چی تو مدرک داری ثابت کنی نکشتین !؟
اونروز از مدرسه اومدم خونه ... با اون لباسی که تو یهش کادو دادی تن بیجونش رو دیدم
بابا: ات بیا فراموشش کنیم
ات قطره اشکی از چشمش سرازیر شد
ات : من فراموش نمیکنم شاید تورو فراموش کرده باشم اما اونو نه تازه اونو فراموش کرده باشم هیونو چی میگی
بابا : اون یه عوضی بیش نبود
ات : همینکه ندادمت به پلیس کار زیادیه .... پس به خانوادم توهین نکن
بابا: بورااا کحاست
ات : فکر کنم اونو اشتباه گرفتی بورا دوست من نه خانوادمه پس دیگه ازش سواستفاده نکن
بابا : ات بیا بریم خونه
ات : من عمرا با تو زیر یه سقف بمونم ...
بابا : حرف دهنتو بفههمااا تو ام عین بقیه به مردا خیانت میکنی
ات: من !؟ من هنوز به هیونجین که دیگه نیست خیانت نکردم ... به کسی که عاشقشم خیانت کنم
بابا : صد بار کفتم اسم اونو جلو من نیار
اومد بزنه تو گوش ات که یه دست مانعش شد
🗣 : دست کثیفتو بهش نزن
ویو ات : این دیگه کیه چرا ماسک داره ؟
بابا: تو کیشی که به من دستور میدی نکنه دوسپسرشی !؟
🗣: نه من ... ماسکشو اورد پایین ... من ....
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۱جیمین : ات چرا خندیدی چیزی رو صورتمه ؟ات : نه جیمین :...

https://shiningawards.com/best-kpop-vocalists-2026/jungkook-...

پارت ۹جین : یعنی میگی من زشتم ؟لنا : یکم نسبت به ووسوک اره ....

پارت اول : ویو ات : امروز اخرین روز تابستون بود و من یک ادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط