بازهم جمعه و معشوقه من درسفراست

بازهم جمعه و معشوقه من درسفراست

بازهم وسوسه دارم نکندپشت دراست

بازهم جمعه ویک بغض عجیب

بازهم همدم من چشم تر است
دیدگاه ها (۱)

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینمکمین از گوشه‌ای کرده...

سکـــــــــــــوتــــــ بالآتَـــــــــــــــــرین گِریه یه ...

نہ از رومم، نه از زنگم ؛همان بیرنگ بیرنگم ؛بیا بگشاےدر بگشـا...

در ڪاسه ےوصل تواگر زهر دهندمخوش تر که بهپیمانه ی هجران توقند...

بی تو پَتیاره ی پاییز مرا می شِکند🍁این شب وسوسه انگیز مرا می...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط