چه آهنگ لطیفی داشت،مراباخود کجا میبرد،صدای ریزباران که،به
چه آهنگ لطیفی داشت،مراباخود کجا میبرد،صدای ریزباران که،به روی برگها میخورد،دلم میخواست آن لچظه،فقط من باشم وگوشم،ببندم چشمهایم را،شود دنیا فراموشم،اگر چیزی نفهمیدم،ازآن آهنگ سحرآمیز،ولی چون ابرها کم کم،ازآرامش شدم لبریز،.......ومن امروز باریدم چکیدم روی برگی زرد،صدای چک چک من را،کسی آهسته هجی کرد...
- ۶۴۹
- ۱۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط