عاشق رفت ولی زیر لب این را می گفت

عاشق رفت ولی زیر لب این را می گفت

او یقینا پی معشوق خودش می آید

معشوق ماند ولی روی لبش زمزمه بود

مطمئنا که پشیمان شده بر می گردد

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز
دیدگاه ها (۲)

رابطه‌ی موفق جایی شروع میشه که «دو نفر» تصمیم می‌گیرن به‌جای...

بعضی عشق‌ها شبیه زنجیرند؛نه می‌خواهی رها شوی، نه می‌توانی از...

دختر و پارتی

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

دلبستگیِ امن، فقط یک مفهوم روانشناسی نیست؛احساسیست که بدن آن...

مهر که می‌رسد،دوباره بوی مدرسه می‌آید…بوی دفترهای نو، مدادها...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۶: «صبح» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط