گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم

گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم
بشکستم قسم و عاشق آن ناز شدم

عهد کردم که به این غائله پایان بدهم
باز در دفتر تو ، جمله ی آغاز شدم

چو به سر پنجه ی تو ، تار دل آمد هیجان
به نوایی ز تو و کوک لبت ساز شدم

آسمانی تر از آن آبی چشمان تو نیست
که به آن بال نظر در خط پرواز شدم

تو همان آیه عشقی که به صد معجزه ات
به کتاب غزلی ، قصه ی اعجاز شدم

نشنیدی ز من آن " بحر طویل " عطشم
که چنین معتکف ساحل "ایجاز " شدم..
دیدگاه ها (۲)

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 126✦....

#بادیگارد_سرد_منپارت ¹⁷ویو لارا______عصبی شدن در لحظه “لطفاً...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط