ادامه پارت

ادامه پارت ۵۳


وویونگ:چه خوب حرف میزنه فرانسه
جیمین:چون پدرش فرانسوی بوده
وویونگ:برگام...
یونگی:خب..
تموم شد
جیمین:قرار گذاشتی؟
یونگی:سرم تکون دادم
آره...
مرسی ازت وویونگ
خیلی کمکمون کردی
خیلی!
وویونگ:تعظیم کردم
خیلی خوشحالم که تونستم براتون مفید باشم
امیدوارم هرچه زودتر ا.ت از اونجا بکشیم بیرون
جیمین:لبخندی زدم
وویونگ
تو میتونی بری عمارت
فعلا با خیال راحت اونجا بگذرون
تا کار جدیدی که بهت بدیم
وویونگ:تعظیم دوباره ای کردم
راستی آقای پارک
وویسی که از مکالمه لیان و تهیونگ گرفتم رو امشب براتون میفرستم
جیمین:ممنونم ازت
یونگی:خب..
به راننده میگم تا یجایی برسونتت
بعد از اون بقیه راه رو پیاده برو تا اگه تهیونگ دیدت بهت شک نکنه که با کی اومدی یا کی هستی که راننده شخصی داری...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۴#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──عمارت کیم‹ویو تهیونگ›بعد از چ...

ادامه پارت ۵۴تهیونگ:بعد از رفتن وویونگ دراز کشیدم رو تختیادم...

پارت ۵۳#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──جیمین:لعنت بهت مین یونگینشستم...

پارت ۵۲#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──ا.ت:وویونگاوویونگ:همون‌طور که...

سناریو از بی تی اس

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۱تهیونگ خیلی تعجب کرده بود نمیدونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط