شب بود وماه بود و خیابان و ... کاش تو...

شب بود وماه بود و خیابان و ... کاش تو...
باران و عطر چایی وایوان و... کاش تو...
پاییز بود وعاشقی و شعرهای من...
بوی دو سیب و قل قل قلیان و ... کاش تو...
رنگ سفید مهره ی شطرنج دست من...
اسب و رخ و پیاده ی میدان و... کاش تو...
باران ببار، بغض مرا تازه تر کن...
اینجا زدوریت همه گریان و.... کاش تو..
صد بیت نه، هزار غزل نه، که شعر من...
حجمش شده برابر دیوان و ...، کاش تو..
دارد نسیم مشت به در می زند و من...
در فکر آن که آمده مهمان و... کاش تو!!!.
دیدگاه ها (۱)

کاش می دانستی بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودتمن چه حالی بو...

هرکسی شعر تو خواند دیگر از قیصر و سهراب برید... ...

ﺷﺎﺩ ﻭ ﻣﺴﺖﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺑﺮ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻡﺗﺎ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﺭﯾﺸﮥ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﺍﻡ*ﻣ...

دل به تو دادم که به خونش کشی ؟ خون بکنی تا به جنونش کشی ؟دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط