p

⛓️❤️‍🔥🫦😈🩸💦💍🔞
p3
و با دیدن اون نفس توی سینم حبس
شد، احساس کردم سرم داره گیج میره کم کم پاهام سست شد و افتادم روی زمین، دیدم تار شده بود!!
!!و تاریکی مطلق!!

«ادمین خوشگلتون»

اون مرد تنها چیزی که میخواست ات بود البته نه اون بلکه گذشته اون!!
حالا اون مرد کیه؟؟
چرا دنبال گذشته ی اونه؟؟
اون با تهیونگ هم دسته؟؟
اون دشمن اته؟؟
اینا تنها سوالاتی بود که ات توی هوشیاری از خودش میپرسید!!

«ات»

کم کم چشام رو باز میکنم و با صورت اون مرد مواجه میشم چهرش قابل دیدن نبود اون ماسک داشت(منظورم از ماسک، اون ماسک ها بود توی دوران کرونا می‌زدیم) اما چشاش آشنا بود!!
چشای آبی یخی وحشی!!
نمی‌دونم چند بار منو صدا زد اما من هنوز غرق در چشای اون بودم!!
با صدای بمش اومد درگوشم.....


مایل به حمایت؟؟
دیدگاه ها (۲)

«ماه من» p5🔮🌌🪐⭐🌑ته.اونجوری نکن می‌دونی دل من طاقت ندارم!!ات....

⛓️❤️‍🔥🫦😈🩸💦💍🔞p4با صدای بمش در گوشم لب زد:مرده.نمیدونستم آنقدر...

⛓️❤️‍🔥🫦😈🩸💦💍🔞p2 اما اون مال یکی دیگست!!«ات»با استرس بلیط هواپ...

!!فیک جدید!! ⛓️❤️‍🔥🫦😈🩸💦💍🔞p1«تهیونگ»برای چندمین بار شیشه ودک...

حس های ممنوعه ۶

حس های ممنوعه🍷🥂۶

p39ات پشت فرمون نشسته بود.یک دستش روی فرمان، دست دیگش رو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط