کوچه را آب زدم با نم مژگان تری

کوچه را آب زدم با نم مژگان تری

تا که شاید ز سفرکرده بیاید خبری

عصر این جمعه نیامد، پدرم گفت دگر

آنقدَر گریه نکن، گریه ندارد اثری...
دیدگاه ها (۱۰)

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد آقا نشد هر آن...

اَلکَذِبُ یَنقُصُ الرِّزقَ؛دروغ، روزی را کم می کند.

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده‌اش توی اتوبوس نشسته ...

خدایابہ رد پاهایشانبہ قطره قطره خونشانبہ قلب پر اضطرابمانبہ ...

part 8مسترکیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

خلاصه زندگی دارک فلاورد از زبان خودش:یادم نمیاد دوستی تو زند...

نمیتوانم به تو تکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط