کوچه را آب زدم با نم مژگان تری

کوچه را آب زدم با نم مژگان تری

تا که شاید ز سفرکرده بیاید خبری

عصر این جمعه نیامد، پدرم گفت دگر

آنقدَر گریه نکن، گریه ندارد اثری...
دیدگاه ها (۱۰)

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد آقا نشد هر آن...

اَلکَذِبُ یَنقُصُ الرِّزقَ؛دروغ، روزی را کم می کند.

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده‌اش توی اتوبوس نشسته ...

خدایابہ رد پاهایشانبہ قطره قطره خونشانبہ قلب پر اضطرابمانبہ ...

عشق زیر نور ماه | قسمت 10

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

اعتماد پارت|۱۹۳ آخر|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط