خب ادامه داستان
خب ادامه داستان...
چارلی سلام مهمان جدید!
کلارا : سلام.
چارلی : چرا خجالت میکشی ؟
کلارا : نمیدونم
چارلی: اون خجالت رو ول کن ما قراره یه جشن بزرگ داشته باشیم !
چارلی : (آهنگ ) ما قراره یه جشن داشته باشیم با چی ؟ بخشندگی!
چارلی زیر لبی : وگی نوبت توعه !
وگی : آها ، اوکی ، اوکی ! ( آهنگ)ما قراره اینجا یه برپا بشه پس بزن بریم !
( در حال رفتن به راه رو ) چارلی و وگی با هم : ما اینجا همه باهم کار میکنیم چون همیاری میکنیم ! ، ( در حال نفس ، نفس زدن )
خب کلارا اینم اتاق تو !
کلارا : باشه
امیدوارم خوشتون بیاد تا پارت بعدی 🌈
چارلی سلام مهمان جدید!
کلارا : سلام.
چارلی : چرا خجالت میکشی ؟
کلارا : نمیدونم
چارلی: اون خجالت رو ول کن ما قراره یه جشن بزرگ داشته باشیم !
چارلی : (آهنگ ) ما قراره یه جشن داشته باشیم با چی ؟ بخشندگی!
چارلی زیر لبی : وگی نوبت توعه !
وگی : آها ، اوکی ، اوکی ! ( آهنگ)ما قراره اینجا یه برپا بشه پس بزن بریم !
( در حال رفتن به راه رو ) چارلی و وگی با هم : ما اینجا همه باهم کار میکنیم چون همیاری میکنیم ! ، ( در حال نفس ، نفس زدن )
خب کلارا اینم اتاق تو !
کلارا : باشه
امیدوارم خوشتون بیاد تا پارت بعدی 🌈
- ۱.۴k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط