جین: ات تو داری چه غلطی میکنی ها داری چیکار میکنی (یه سیل

جین: ات تو داری چه غلطی میکنی ها داری چیکار میکنی (یه سیلی زد تو صورت ات)
مگه من برات چی کم گذاشتم که نا نامجون بهم خیانت کردی ها (دادددددد)



جیهوپ: اونم مثل نامجون 😢😔




جیمین: تو گه خوری به من خیانت میکنی اصلا این واقعایت نداره
(خودکشی میکنه ولی موفق نمیشه و تو بیمارستانه تو کما)
نویسنده: پسرم😭😭😭



تهیونگ: نمیزار کسی بهت دستم بزنه😎📿🤫




جنگکوک: نه تنها این که نمیزاره کسی نگهات کنه نمیدونم اصلا العان راند چندین
نویسنده: اخه منو راه نداد من ذرت درست کرده بودم 🌽😫
دیدگاه ها (۱)

بچه ها میخوام به رمانام یه ریتم بدم پس صبر کننین اول یکی رو ...

سلام بچه ها ایشون مثل من فیک مینویسه و راستش حمایتاش کمه حما...

ممنونم عشقای منمیخوام به همین افتخار یه سناریو براتون بزار ی...

پارت ۷ ات : بورا میخوام باهات حرف بزنم همه از حرف ات تعجب کر...

ویو نویسندهجونگکوک تصمیم گرفت آت و به یه اتاق دیگه ببره اما ...

درخواستیدرو باز کردی و وارد خونه شدی صدای خنده ی دریکو میومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط