شب رویایی

شب رویایی
پارت ۱۳

اسلاید ۲ لباس ورزشی کیونگ می
اسلاید ۳ لباس ورزشی تهیونگ
سریع صاف ایستاد شد و درحالی که موهاشو پشته گوشش میزد و میخواست حرفو عوض کنه گفت
اون سوک : من ... یعنی تو .. اینجا چیکار می‌کنی
جیمین : با تهیونگ اومدیم باشگاه اتفاقی شما رو دیدم
اون سوک : آها پس اومدی ورزش کنی
جیمین : آره
جیمین رویه تردمیلی که کناره تردمیل اون سوک بود ایستاد اون سوک هم دوباره مشغول دویدن رویه تردمیل شد
کیونگ می درحالی مشت های سختی به کیسه بوکس میزد با صدای آشنای که از پشته سرش شنید دست از مشت زدن برداشت برگشت با دیدن تهیونگ نفسه حرصی کشید
تهیونگ : حتا با کیسه بوکس هم مشکل داری چه برسه آدما
کیونگ می : تو چرا اومدی اینجا
تهیونگ : اینجا ماله بابات نیست که نیام
کیونگ می : بهتره که از جلو چشمام دور بشی تو رو میکنم کیسه بوکسم گرفتی
تهیونگ دستی به موهایش کشید و با پوزخند گفت
تهیونگ : تو یه دختر میخوای بکس کار بکنی
کیونگ می : شک نکن که از تو یه پسر بهتر بلدم
تهیونگ : میخوای مسابقه بدیم
کیونگ می : توی عوضی که میدونی آخر سر می بازه پس چرا بازی می‌کنی
تهیونگ : بریم تو رینگ بیب
کیونگ می : بهم نگو بیب
تهیونگ : باشه بیب
کیونگ می عصبی سمته رینگ رفت و بالا شد حالا هر دو مقابل هم قرار داشتن جیمین و اون سوک با دیدن آنها سمتشون اومدن و کناره رینگ ایستادن
اون سوک : دیونه شدین
کیونگ می : بخاطر کاری که امروز کرد باید دلم رو خنک کنم
تهیونگ : چه حالی داد که تو جلسه نبودی
کیونگ می : تا دهنتو خونی نکنم ولت نمیکنم
تهیونگ : میخوای من جوری دیگه دهنت رو خونی کنم
کیونگ می : عوضی
درحالی که دست کش های بکس تویه دستش بود با عجله سمتش هجوم پیدا کرد همینکه مشت اولی رو زد تهیونگ جاخالی داد مشت دیگه ای زد اما بازم جاخالی داد کیونگ می پوزخندی زد و گفت
کیونگ می : خیلی ادآ داری
تهیونگ : نه اما انگار تو داری
همین‌که تهیونگ مشت اش رو سمته اون دختر برد کیونگ می زیرک جاخالی داد اما در عوضش ساعد دست تهیونگ رو گرفت و پشت اش پیچوند به سمته زمین هولش داد و این باعث شد اون بیافته رویه زمین کیونگ می که رویه کمرش نشسته بود و دست تهیونگ رو پشته اش پیچونده بود با پوزخندی گفت
کیونگ می : اول یاد بگیر بعدن مسابقه بده
تهیونگ خنده ای کرد و گفت
تهیونگ : گذاشتم ببری بچه حوصله گریه کردن تو نداشتم
دیدگاه ها (۱)

شب رویایی پارت ۱۴کیونگ می از رویه کمره تهیونگ بلند شد اون هم...

شرکت اسلاید ۶ اتاق جلسه اسلاید ۷ شرکت اشلی ۸ پارکینگ شرکت

شب رویایی پارت ۱۲سئول/ شب ساعت / ۱۰ : ۳۰تهیونگ تویه اتاق اش ...

شب رویایی پارت ۱۰همه تویه اتاق جلسه منتظر کیونگ می بودن اون ...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط