یه بغضی پشت چشماته ،یه حرفی تو گلوت مونده
یه بغضی پشت چشماته ،یه حرفی تو گلوت مونده
پس این خنده های تو ،هزار تا گریه جا مونده
تو حرفای قشنگ تو ،پر از حرفای نا گفتست
مثه طوفانی این روزا ،هوای خونه آشفتست
پر از دردی پر از گریه ،پر از تردید و دل شوره
نمیگی اما میدونم ،چقدر حالت پریشونه
بهم میگی چقدر خوبه ،که اینجا پیش من هستی
ولی با این نگفتن ها ،درا رو رو خودت بستی
بگو این حرفهایی رو ،که حالت رو عوض کرده
نذار این بغض طولانی ،به دنیای تو برگرده
تو میدونی برای تو ،من از جون مایه میذارم
بذار از چشمای نازت،من این اندوهو بردارم...
«علی آزادیان»
برگرد تو از کوچه بنبست غم و اشک
در شهر پر از کوچه ی عشقاق جوان است
تقدیم به کسی که
با بودنش
غمها از یادم میره.
پس این خنده های تو ،هزار تا گریه جا مونده
تو حرفای قشنگ تو ،پر از حرفای نا گفتست
مثه طوفانی این روزا ،هوای خونه آشفتست
پر از دردی پر از گریه ،پر از تردید و دل شوره
نمیگی اما میدونم ،چقدر حالت پریشونه
بهم میگی چقدر خوبه ،که اینجا پیش من هستی
ولی با این نگفتن ها ،درا رو رو خودت بستی
بگو این حرفهایی رو ،که حالت رو عوض کرده
نذار این بغض طولانی ،به دنیای تو برگرده
تو میدونی برای تو ،من از جون مایه میذارم
بذار از چشمای نازت،من این اندوهو بردارم...
«علی آزادیان»
برگرد تو از کوچه بنبست غم و اشک
در شهر پر از کوچه ی عشقاق جوان است
تقدیم به کسی که
با بودنش
غمها از یادم میره.
- ۳.۵k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط