شوق دارم بشوم غرقِ گناهی که تویی...
شوق دارم بشوم غرقِ گناهی که تویی...
.
.
این کالبد کال
در فصل عریانی تو میرسد نفس به شماره می افتد که در بازی با زمستان باخته ام پس می گیری با زمستان بازی میکنی رانهای تو و برف لبهای من و حرف حرف به حرف صادق اند قطره های این باران که می گویند ابری
با نفس هایت
گرما را
برای تو نه
بر تو شعر می نویسم
با لب هایت
اندامم را به یادم بیاور
بشکن سکوتم را
با زبانت
ناله ها
چه صادقانه تر از کلمات
دانه های عرق
چه صادقانه تر از ذرات عطر
دوباره به اوج لذت رسیده است
.
.
این کالبد کال
در فصل عریانی تو میرسد نفس به شماره می افتد که در بازی با زمستان باخته ام پس می گیری با زمستان بازی میکنی رانهای تو و برف لبهای من و حرف حرف به حرف صادق اند قطره های این باران که می گویند ابری
با نفس هایت
گرما را
برای تو نه
بر تو شعر می نویسم
با لب هایت
اندامم را به یادم بیاور
بشکن سکوتم را
با زبانت
ناله ها
چه صادقانه تر از کلمات
دانه های عرق
چه صادقانه تر از ذرات عطر
دوباره به اوج لذت رسیده است
- ۱.۵k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط