آفتاب! ای محبتِ بی مرز! بتاب ؛ به سایه‌سار نا امیدی‌مان ،

آفتاب! ای محبتِ بی مرز! بتاب ؛ به سایه‌سار نا امیدی‌مان ، بتاب!
آسمان! ای زیباییِ بی حصر! ببار ؛ به کویر آرزوهایمان ، ببار !
ما را بتاب که حل شده ایم در اقیانوس بی کرانه‌ی روزگار و دنبال جزیره‌ی آرامشمان می‌گردیم ،
ما را ببار که دلمان کمی معجزه می خواهد، کمی حادثه ی ناگهانیِ خوب ...
مایی که به آمدن روزهای خوب، خوش‌بینیم ...
دیدگاه ها (۳)

کوک کن ساعتاحساست راروے یڪ حالت خوب...که دگرفرصت جبرانی نیست...

بیاید دست دلمان را بگیریم و ببریم جای که هیچ دغدغه ای نباشدن...

🌸در و دیوار دنیا رنگی است ...خدا جهان را رنگ کرده است...و ای...

🌸با روياهامان چه می‌کنيد! ما رويا می‌بينيم و شما دروغ می‌گوي...

تاریخِ نانوشته...گویی چندی پیش سالگرد یک حادثه‌ای بود؛ نمیدا...

قدرت الله شریفی شاعر شیروانی

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ستو گریه آخـــــــــــر این...

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ستو گریه آخر این ماجرای تکر...

شیعه یعنی پرتویی از نور حق شیعه یعنی نا...

فیک:ساسنگ فن من پارت۱۰۵

اکنون با تو در حال خوانش این نوشته امبی آن که بدانم ، چه کس...

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

فال امروز شنبه 19 اردیبهشت 94 شنبه 9 می 2015فال حافظفروردین:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط