نوشته:

نوشته:
امروز تا ماشینو روشن کردم دیدم این خانوم خوشگله اومد رو کاپوت زل زد تو چشام،بعد از۵دقیقه دیدم انگار نمیخواد تکون بخوره،پیاده شدم رفت سمت چرخ ماشین و دیدم بچش رفته روی لاستیک و از ترس تکون نمیخوره.بچه رو درآوردیم و تحویل مامانش دادیم.
قبل از حرکت یک نگاه دور ماشین بیاندازید💙
دیدگاه ها (۱)

ی روز عادی بامادران ایرانی

خعلی دلم میخادبدونم مرده یازنده

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_14در ماشینو براش باز کردم خو...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۳۸میزدم. تهیونگ-منم جدي بودم....

Forced MarriagePart 24چند دقیقه بعد مکانیک شرکت کنار ماشینم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط