صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام باده گلگون خراب کن

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند

زنهار کاسه سر ما پرشراب کن

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم

با ما به جام باده صافی خطاب کن

کار صواب باده پرستیست حافظا

برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
دیدگاه ها (۷)

چندیست چشمانت مرا مهمان غم کردهراحت بگویم : چشمهایت عاشقم کر...

تهران طوفان آمد ...در را باز کرد .تمام خانه را گشت .دنبال تو...

در صدایت مستی بی حد و ممتد ریختهدر نگاهت الکل هشتاد در صد ری...

باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا…جوی و دو جفت چکمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط