@tanin

@tanin
آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدی
با دل و چشمت عجب آتش بر این خرمن زدی

از همان شب خواب از چشمان من بیرون شده
مبتلا گشتم به چشمت این دلم پر خون شده

پر شده عطر نفسهای تو در شبهای من
دور کردی از دلم با خنده ات غمهای من

عاشقت گشتم مرو هرگز ز پیشم نازنین
بی تو درگیرم به خود،هستم همیشه من غمین...
دیدگاه ها (۶)

@taninدر حسرت آغوش " تــــو " هستم بغلم کن ...از عطر بر و رو...

@taninدوست دارم که شبی باتو فراری بشوممنه سرمازده،از عشق بها...

@taninبخندتا شود از غصه، خاطرت خالیبخندتا شود این قصه با لبت...

.....,,بوی دریا میدهد دریا کنار چشم توعشق میریزد فقط از ابشا...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدیبا دل و چشمت عجب آتش بر ای...

آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدیبا دل و چشمت عجب آتش بر ای...

آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدیبا دل و چشمت عجب آتش بر ای...

آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدیبا دل و چشمت عجب آتش بر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط