زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در آن رنج بسیار می دید و حرصی تمام می زد.

او را گفت: ای مور این چه رنج است که بر خود نهاده ای و این چه بار است که اختیار کرده ای!؟
بیا تا مطعم و مشرب (آب و غذا) من ببین، که هر طعام که لذیذتر است،
تا من از آن نخورم به پادشاهان نرسد،
آنجا که خواهم نشینم و آنجا که خواهم خورم.

این بگفت و به سوی دکان قصابی پر زد و بر روی پاره ای گوشت نشست.
قصاب کارد در دست داشت و بزد و زنبور را به دو پاره کرد و بر زمین افتاد...

مور بیامد و پای او بگرفت و بکشید.

زنبور گفت: مرا به کجا میبری؟
مور گفت: هر که به حرص به جائی نشیند که خود خواهد، به جاییش کشند که نخواهد..!
دیدگاه ها (۱۴)

️زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در...

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در ...

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در ...

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در ...

💎مرد ثروتمندی ماشین آخرین مدل خارجی خود را مقابل مغازه قصابی...

⛔️نورالله مرد ایرانی شکارچی زنان بیوه مرد ثروتمندی ماشین آخر...

✨﷽✨#یک_داستان_یک_پند ✍ملا مهر علی خویی در مسجد نشسته بود که ...

نخستین بار گفتش کز کجائی<بگفت از دار ملک آشنائیبگفت آنجا به ...

🔅#پندانه✍ جایگاه و منزلت توبه‌کننده نزد خدا🔹قصابی شیفته دختر...

جان من این قدر خنده داره نگو.هیچی بخونید.ماه خال دار گویند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط