من از میانِ تمامِ کتاب ها

من از میانِ تمامِ کتاب ها

آن ‌که شبیهِ تو بود برگزیدم

و از دلِ تمام صفحات

آن که عطرِ دست‌ های تو را داشت انتخاب ‌کردم

و از تمام صفحه ها

برگی ‌که به لطافت نگاهِ تو بود دیدم

و از این برگ

خطی‌ که طعم تو را داشت خواندم

اینک دوستت دارم …

دوستت دارم

و دوستت دارم را مُدام تکرار‌ می‌ کنم

که در تو خلاصه می شود

ای عصاره ی‌ تمامِ شعرهای ناگفته

تو نیز لب به این تکرارِ رویا گونه بُگشا

تا خدا به گلهای رازقیِ باغچه اش بگوید

از تو یاد بگیرند عطر افشانی را
دیدگاه ها (۱)

لمس کن کلماتی راکه برایت می نویسمتا بخوانی و بفهمی چقدر جایت...

ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪﺗﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭ...

عشـقمساحت مشخصی نداردگاهی به اندازهیک دل است وگاهیبه بزرگی ی...

مثلِ نفس هایم دوستت دارمهمانقدر بی اختیارهمانقدر تا پایِ جان...

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس کن...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط