چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
سروبالای کمان ابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
دست من نتوان گیرد که بیچارگی از حد بگذشت
سر من دار بود که در پای او ریخت جان را
کاشکی پرده برافتادی از آن منظران حسن
تا همه خلق ببینند نگارستان ها را
همه را دیده و نادیده انصاف نباشد ؛ که حیران مانی
با وجدان ها دگر عیب نگویند من حیران را
لیکن آن نقش که در روی تو من می دیدم
همه را دیده نباشد که ببینند آن را
چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب
گفت هیچ وقت مبوس آن دهن رعنا را
گفتم آیا که در این درد بخواهم مردن
که محالست که حاصل کنم این درمان را
پنجه با ساعد سیمین نه به عقل افکندم
غایت جهل بود مشت زدن سندان را
حاشا از سرزنش خلق نترسد هیهات
غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را
سر بنه گر سر میدان ارادت داری
ناگزیرست که گویی بود این میدان را
دیدگاه ها (۳)

..

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راچه کند گوی که عاجز نشود چوگ...

جادوی حضور شیرینت غیر قابل وصف است تویی که هر روز تکرار می ش...

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راچه کند گوی که عاجز نشود چوگ...

شعر زیبا و عمیقی که در این پست آمده از مولانا جلال‌الدین محم...

یادش بخیر:'( وقتی بی بیم زنده و سالم بود هر وقت میومد پیشمون...

این سخن برای انکس که او بهاین سخن محتاج است .مولانا

: باز این چه شورش است که در خلق عالم است  باز این چه شورش اس...

سید محمود گلشن کردستانی

فال روزانه متولدین تیر:امروز حتماً به حس ششم خود اطمینان کنی...

#اشعار_نظامی _______________________________________________...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما سه شنبه 9 مرداد 97فا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط