Baji../...Y/N
و این درخواست دوم بود اومدم که شروعش کنم]
(داخل مدرسم🗿)
[p1]
ا/ت(تو) مثل تاکمیچی میتونه اینده رو ببینه
چشمای ا/ت اینده رو میبینه به هرچیزی نگاه کنه آیندش و گذشتش تا جایی که میخواد میتونه ببینه....
(تاکه و ا/ت همکارن)
باجی: عههههه ا/ت ول کننن باید برمم!
ا/ت: نهههه.. نمیزارم! دوباره زخمی میشی!
باجی: من که نمیمیرممم!
ا/ت: یه چیزیتت میشهههههه! به حرفم گوش کن باجییی!
باجی؛ من به حرف ننم گوش نمیدم چه برسه به توووو
ا/ت: میمیریییی!
باجی: نمیمیمرممم!
*باجی ا/ت رو کنار زد و با لباس والهاوا میره به میدون مبارزه*
*ا/ت داخل استرس و وحشت گیر میکنه نمیخواد باجی رو از دست بده پس دنبال راه هل میگرده*
*تقریبا پنج دقیقه فکر میکنه و چشمش یه هشت مدال داخل تابلو ی اویزون شده میوفته*
ا/ت: یادم نبود... من مبارزه بلدم!
*لباس باند تومان رو میپوشه*
(نکته:ا/ت داخل باند تومانه)
ا/ت:*با موتورش میره سمت محل مبارزه همه متوجهش میشن*
«افراد والهاوا فکر میکنن ا/ت پسره و بهش حمله میکنن ا/ت هم با یکمی سختی جلوی همشون رو میگیره شکستشون میده»
هانما: صبر کن ببینم... اون دختره؟!... چرا اینقدر قدرت...
ذهن کازوتورا: وقتشه!
تاکمیچی: باا جییی سااانننن!!... ا/ت! برو سراغش!
ا/ت: باشه!
ا/ت:*با سرعت رفت سمت باجی و پشت سرش ایستاد و چاقوی کازوتورا به جای باجی به ا/ت برخورد کرد*
کازوتورا: هاه!..*با تعجب به ا/ت نگاه میکنه دستاش کم کم میلرزه*ا.. ا/ت... چ.. چرا..
باجی: ا/ت!*فریاد*
چیفویو: ا/ت!!
تاکمیچی: ا/ت!!!
ا/ت:*نیشخند...کازوتورا رو اروم هل میده عقب دستش رو میاره بالا و کف دستش رو نشون میده جلو چاقو رو با دستش گرفت*
کازوتورا:...*اشکش اروم میریزه*
مایکی:*میاد سمت کازوتورا*
ا/ت: مایکی-کون!...*جلوی مایکی می ایسته*
مایکی: از سر راهم برو کنار ا/ت....
ا/ت: نه!... میدونم میخاوی چیکار کنی!... نمیزارم دستت به کازوتورا بخوره!*عصبی*
مایکی:*هاله ی تاریک*
(دوستان میدونم مایکی رو دختر دس بلند نمیکنه ولی این دست بلند کردن رو الان نیاز دارم😂😅)
ا/ت:*سفت و سخت به مایکی خیره شده*
مایکی:*با لگد به سر ا/ت حمله میکنه یا همون حرکت معروفش*
ا/ت: اخخ
مایکی:*تعجب میکنه*
*تاکه و چیفویو و باجی و دراکن و کلا همه با تعجب به ا/ت نگاه میکنن*
ا/ت: مایکی-کون! به خدا من دستم رو لازم دارم یکم اروم تر بزن!*دستش رو از کنار سرش کنار میاره*
دراکن: دفاع کرد.... چجوری
هانما: داره جالب میشه!
کیساکی: اون دختر... یه چیزی فراتر از یه دختره..
مایکی: هوم..
ا/ت: حتی اگر دستم هم بشکنه نمیزارم به کازوتورا اسیب بزنی
کازوتورا:*پاهاش میلرزه و میوفته رو زمین و با لرز به ا/ت نگاه میکنه*
ا/ت: مایکی کون.... برات همه چیز رو توضیح میدم..
مایکی: چی رو میخوای توضیح بدی
ا/ت: بهت میگم
کازوتورا:* با سرعت دست ا/ت رو چنگ میزنه و میگیره*نکن!
(داخل مدرسم🗿)
[p1]
ا/ت(تو) مثل تاکمیچی میتونه اینده رو ببینه
چشمای ا/ت اینده رو میبینه به هرچیزی نگاه کنه آیندش و گذشتش تا جایی که میخواد میتونه ببینه....
(تاکه و ا/ت همکارن)
باجی: عههههه ا/ت ول کننن باید برمم!
ا/ت: نهههه.. نمیزارم! دوباره زخمی میشی!
باجی: من که نمیمیرممم!
ا/ت: یه چیزیتت میشهههههه! به حرفم گوش کن باجییی!
باجی؛ من به حرف ننم گوش نمیدم چه برسه به توووو
ا/ت: میمیریییی!
باجی: نمیمیمرممم!
*باجی ا/ت رو کنار زد و با لباس والهاوا میره به میدون مبارزه*
*ا/ت داخل استرس و وحشت گیر میکنه نمیخواد باجی رو از دست بده پس دنبال راه هل میگرده*
*تقریبا پنج دقیقه فکر میکنه و چشمش یه هشت مدال داخل تابلو ی اویزون شده میوفته*
ا/ت: یادم نبود... من مبارزه بلدم!
*لباس باند تومان رو میپوشه*
(نکته:ا/ت داخل باند تومانه)
ا/ت:*با موتورش میره سمت محل مبارزه همه متوجهش میشن*
«افراد والهاوا فکر میکنن ا/ت پسره و بهش حمله میکنن ا/ت هم با یکمی سختی جلوی همشون رو میگیره شکستشون میده»
هانما: صبر کن ببینم... اون دختره؟!... چرا اینقدر قدرت...
ذهن کازوتورا: وقتشه!
تاکمیچی: باا جییی سااانننن!!... ا/ت! برو سراغش!
ا/ت: باشه!
ا/ت:*با سرعت رفت سمت باجی و پشت سرش ایستاد و چاقوی کازوتورا به جای باجی به ا/ت برخورد کرد*
کازوتورا: هاه!..*با تعجب به ا/ت نگاه میکنه دستاش کم کم میلرزه*ا.. ا/ت... چ.. چرا..
باجی: ا/ت!*فریاد*
چیفویو: ا/ت!!
تاکمیچی: ا/ت!!!
ا/ت:*نیشخند...کازوتورا رو اروم هل میده عقب دستش رو میاره بالا و کف دستش رو نشون میده جلو چاقو رو با دستش گرفت*
کازوتورا:...*اشکش اروم میریزه*
مایکی:*میاد سمت کازوتورا*
ا/ت: مایکی-کون!...*جلوی مایکی می ایسته*
مایکی: از سر راهم برو کنار ا/ت....
ا/ت: نه!... میدونم میخاوی چیکار کنی!... نمیزارم دستت به کازوتورا بخوره!*عصبی*
مایکی:*هاله ی تاریک*
(دوستان میدونم مایکی رو دختر دس بلند نمیکنه ولی این دست بلند کردن رو الان نیاز دارم😂😅)
ا/ت:*سفت و سخت به مایکی خیره شده*
مایکی:*با لگد به سر ا/ت حمله میکنه یا همون حرکت معروفش*
ا/ت: اخخ
مایکی:*تعجب میکنه*
*تاکه و چیفویو و باجی و دراکن و کلا همه با تعجب به ا/ت نگاه میکنن*
ا/ت: مایکی-کون! به خدا من دستم رو لازم دارم یکم اروم تر بزن!*دستش رو از کنار سرش کنار میاره*
دراکن: دفاع کرد.... چجوری
هانما: داره جالب میشه!
کیساکی: اون دختر... یه چیزی فراتر از یه دختره..
مایکی: هوم..
ا/ت: حتی اگر دستم هم بشکنه نمیزارم به کازوتورا اسیب بزنی
کازوتورا:*پاهاش میلرزه و میوفته رو زمین و با لرز به ا/ت نگاه میکنه*
ا/ت: مایکی کون.... برات همه چیز رو توضیح میدم..
مایکی: چی رو میخوای توضیح بدی
ا/ت: بهت میگم
کازوتورا:* با سرعت دست ا/ت رو چنگ میزنه و میگیره*نکن!
- ۱۳.۲k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط